السيد ابن طاووس ( مترجم : بخشايشي )

273

اللهوف في قتلى الطفوف ( فارسي )

به زودى به طرف ما بيا ! " سليمان گويد : " از خواب بيدار شدم ، در حالي كه ظرف پر از آب بالاى سرم بود . آب را به بدن خود ريختم ، جراحات بدنم شفا پيدا نمود . به پوشيدن لباس خود پرداختم ، پس كاسه آب را پيدا نكردم . سپس تكبير سر دادم وأصحاب وياران خود را بيدار نمودم . " آنان گفتند : چه خبر است ؟ پس قصه خواب ورؤيا را بر آنان بازگو نمودم . آنان نيز سپس تكبير وتهليل وتسبيح بجا آوردند . " سليمان تا دم فجر در حال سجود وركوع وعبادت بود ، تا اين كه فجر صادق دميد . أو با أصحاب خود نماز جماعت به پا داشت ودستور داد از فرات عبور كنند . پس بر اسبان خود فشار آوردند وبر ابن زياد حمله كردند وتا نزديكى زوال ظهر ، مقاتله ومبارزه نمودند . سپاه ابن زياد از هر سو آنان را احاطه نمودند وتا آخرين نفر آنان را به شهادت رساندند . رحمت ودرود خدا بر همه شان باد ! ابن زياد دستور داد سرهاى آنان را بريدند وبه دمشق سوى دربار مروان بن حكم لعين حمل نمودند وكيفيت كشتن آنان را در نامه اى بيان نمودند ومنتظر جواب نامه باقي ماندند كه چه كارى را انجام دهند ؟ خروج وقيام مختار پس از سركوبى قيام سليمان وياران تواب أو كه به عشق امام حسين ( ع ) خود را به خاك وخون كشيدند وبه اين ترتيب رضاى خدا وخشنودى أهل بيت را جويا گرديدند ، قيام وحركت مختار آغاز گرديد . مختار پس از آزادى از زندان از مدينه به كوفه انتقال يافت ودر منزل إبراهيم بن مالك اشتر أقامت گزيد . أو در مقام دفاع از أهل بيت ، از محمد بن حنفيه الهام مىگرفت . هدف وآرمان خود را با أو در ميان مىگذاشت . إبراهيم سران كوفه را به منزل خود دعوت نمود واظهار داشت : " اى مردم ! اين شخص ، مختار بن أبي عبيده ثقفى است كه هم اكنون از مدينه آمده وهمراه أو انگشترى از گل وجود دارد ومىگويد از آن محمد بن حنفيه مىباشد وأو دستور بيعت داده است . شما نظرتان چيست وچه مىگوييد ؟ "